پرخاشگری

پرخاشگری
آیا پرخاشگری همان عصبانیت است ؟

     پرخاشگری اصطلاحی است  که در زبان مردم بسیار رایج و استفاده از این اصطلاح ، گاه بجا و گاه نابجاست . پرخاشگری رفتاری است برای آسیب زدن به افراد دیگر بدون تمایل آنان انجام می شود. به طور مثال : اگر کسی سیلی به صورت کسی بزند که او مایل نباشد ، این عمل را پرخاشگری می گوییم. پرخاشگری فقط محدود به انسانها نیست و موارد دیگر آن عبارتند از : آسیب زدن به اشیا و حیوانات : مثل کسی که بی دلیل حیوانی را می کشد یا به آن آسیب می رساند. مثلا به سگ یا گربه ای هجوم می برد و حتی آن را می کشد و کسی که بدون هیچ دلیلی و تنها برای خوشایند خود ، وسیله ای را خراب یا منهدم می کند. 

    پرخاشگری ممکن است فیزیکی یا کلامی باشد. فیزیکی در عمل انسان بروز می کند مانند :زدن ، شکستن ، پرتاب کردن و .... پرخاشگری کلامی ، زبانی است. یعنی انسان با گفتن مطلبی در صدد آزار دادن دیگری است مانند : دشنام دادن ، تحقیر کردن ، مسخره کردن ... ممکن است. تفاوتی بین پرخاشگری و عصبانیت وجود دارد که عصبانیت یک حالت هیجانی نامطلوب است که فرد تمایل دارد با نشان دادن برخی رفتارها از قبیل داد زدن ، فحاشی کردن ، پرتاب کردن و.... عصبانیت خود را تخلیه کند که بیشتر اوقات با پرخاشگری همراه است . ممکن است فردی در حال عصبانیت هیچ گونه پرخاشگری نیز از خود نشان ندهد. مثلا برای آرام کردن خود، تند تند راه و یا از خانه بیرون برود و در هوای آزاد تنفس کند. چنین فردی عصبانی شده ، ولی پرخاشگری نکرده . برعکس ممکن است فردی بدون کوچک ترین عصبانیتی ، پرخاشگری داشته باشد . مانند کسی که نقشه قتل کسی را می کشد و او را به قتل می رساند. این عصبانیت همراه با ترس است . یا کودکی در گوشه ای آرام نشسته و دست و پای عروسکی را با چاقو می برد . چنین کودکی بدون اینکه عصبانی باشد حالت پرخاشگری دارد. دانشمندان معتقدند که در درون انسان غریزه ای به نام پرخاشگری وجود دارد که محیطی و اکتسابی نیست، غریزه ی پرخاشگری نیز در درون انسان به شکل فطری وجود دارد و انسان آن را از کسی نیاموخته است . پرخاشگری می توان ناشی از ناکامی باشد وقتی کسی در رسیدن به هدفش ناکام می ماند ، شروع به پرخاشگری می کند. چیزی را پرتاب و به کسی حمله می کند یا پرخاشگری خود را با فحاشی بروز می دهد. پرخاشگری از ناکامی غریزی نیست بلکه انسان از دیگران می آموزد. تقلید کردن و تحریک شدن بچه ها هنگام نگاه کردن یک فیلم پرخاشگرانه که بر سر و کول یکدیگر می پرند و به همدیگر حمله می کنند. تعدادی از انسانها می آموزند که بجای پرخاشگری ، از روش های مسالمت آمیز استفاده کنند. هر چه قدر رفتارها و تمایلات در ما کمتر باشد ، بهتر و هر اندازه مسالمت آمیز، و صلح آمیز تر و انسانی تر رفتار کنیم ، هم برای خود و هم برای جامعه بهتر است.پر خاشگری انسان ها می تواند در راه های سازنده نیز به کار گرفته شود. مثلا یک جراح را در نظر بگیرید . عمل جراحی چنین فردی با وجود بریدن و قطع کردن برای بهبودی حال بیمار سازنده نیز هست. 

 انسان وقتی به ارزش های الهی و انسانی اعتقاد دارد ، لاجرم با انسان هایی که مخالف و دشمن این ارزش ها هستند نیز روبرو خواهد شد. ناچار با انسان هایی که مخالف چنین انسانیتی هستند، دشمن خواهیم شد. در چنین شرایطی پرخاشگری در مقابل دشمنان انسانیت ، معنویت و دانش و کمال ، عملی سازنده و درست خواهد بود. 

     انسان ضمن این که باید بداند با پرخاشگری های خود چگونه مبارزه کند ، هم چنین باید نحوه ی مقابله با پرخاشگری دیگران را هم بداند. بالاخره انسان در زندگی اجتماعی نا گزیر از روبه رو شدن با دیگران را هم زیستی با آنان است. در این رویا رویی گاه چهره پرخاشگرانه انسان ها در مقابل ما قرار می گیرد. از عصبانیت های ساده تا پرخاشگری های مهم از قبیل قتل یا خونریزی های ناشی از جنگ ها و ترور ها. به راستی به هنگام روبه رو شدن با چنین تمایلات آسیب زننده از طرف دیگران چه باید کرد ؟در درجه اول انسان باید با تمام وجود به خدا پناه ببرد. او باید بداند که هر قدر هم مراقب خود و دیگران باشد ، باز عواملی وجود دارد که از محاسبه و کنترل او خارج است و نمی تواند آن ها را مهار کند. انسان با همان اتکایی که به خداوند دارد ، باید از ترس و بزدلی پرهیز کندو. انسان های ترسو و بزدل زود طعمه ی انسان های شرور و پرخاشگر می شوند. انسان باید با استواری و شجاعت با دیگران برخورد کند و ضمن حقوق و حرمت دیگران ، از آنان ترسی نداشته باشد. اگر انسان در دلش رعبی از دیگران دارد ، نباید این رعب او را وادار به عقب نشینی کند. حتی دلیلی ندارد که ما انسان ها را بی دلیل از خود برنجانیم و به آنها بی حرمتی و تحقیرشان کنیم. این کار موجب می شود کینه ای در دل آنها ایجاد شود که این کینه ممکن است به صورت پرخاشگری در موقعیت های دیگر بروز کند. توصیه ی ما ، حفظ ویژگی های انسانی از قبیل جوانمردی ، تواضع و فروتنی ، مردم داری ، دستگیری از نیازمندان و محرومان و کمک به نیازمندان اقتصادی ، اجتماعی و روانی است. سه شعار حرمت ، مصلحت و حکمت که شعارهای کلیدی در برخورد و رویا رویی با گروه ها و کشور ها و اجتماعات مانند زندان ها و حتی افراد از جمله دشمنان و دوستان می باشند. ما همیشه در نمازهایمان از خداوند خواهان هدایت به صرات مستقیم و سعادت هستیم. دو سوره مهم قرآن ، یعنی سوره های فلق و ناس ، به طور کلی ضرورت پناه بردن انسان به خداوند از انواع شر هایی است که در کمین  اوست ، تاکید دارد. انسان عاقل بهتر است هر روز این سوره های نورانی را با حضور قلب بخواند و صدقه بدهد و با توکل به خداوند ،از شر و پرخاشگری های دیگران به او پناه ببرد. 

بهروز رحمانیان

ارسال نظر