Loading...

مشارکت یا رقابت

|
مشارکت یا رقابت
مشارکت یا رقابت

     معتادین به کار به هر قیمتی از رقابت دست بر نمی دارند. تمام رفتار و گفتارشان مبنی بر رقابت است و نه حاصل انتخاب آگاهانه . چند لحظه درنگ کنید و ببینید که آیا شما نیز تبلیغات و بازاریابی و رقابت را به دامی برای خود مبدل نکرده اید؟ بسیاری از موسسه ها و شرکت ها فعالیت خود را بر رقابت بنیان نهاده اند ، مسولین این موسسه ها حس می کنند که ناگزیر دست کم یک قدم از موسسه های دیگر جلوتر باشند. از این رو کوشش به خرج می دهند تا کادر و افراد خود را نیز در این بازی دخالت دهند. آنان با تمهیدات گوناگون از قبیل ، ترفیع پاداش و جایزه کارکنانشان را به رقابت با یکدیگر بر انگیخته و از این طریق منطق رقابت را در ذهن ایشان جا می اندازند. 

    اگر اجازه دهید رقابت شما را در سیطره ی خود بگیرد ، چه بسا بی اختیار خلق و خوی رقابت را به اعضای خانواده ی خویش تسری داده و صحنه زندگی را به طور کامل به یک میدان مسابقه تبدیل کنید. در واقع پیشرفت قابل توجهی که امروز در بخش صنعت و تکنولوژی مشاهده می شود حاصل قربانی شدن افراد بسیاری است . مدیران اداره ها به طور معمول برای به ثمر رساندن طرح ها و اهداف حرفه ای خود وقت بسیاری صرف می کنند. آنان گرفتارتر از آن هستند که به خود بپردازند و یا از حضور در جمع خانواده و مصاحبت با آنان لذت ببرند. در نتیجه رفته رفته تحت تاثیر خستگی جسمانی و فشار عصبی ، به سیگار و قرص های مسکن روی می آورند و با اطرافیان رفتاری سرد و خشک در پیش گیرند. پیتر کوهن در مقاله ای به این نکته اشاره می کند که : چگونه فرهنگ رقابت در فضای آموزشی رخنه کرده و بر موقعیت و سرنوشت دانشجویان تاثیر گذاشته است. جیمز همینمان دانشجوی سال اول مدرسه بازرگانی هاروارد بود که با سم به زندگی خود پایان داد و سومین دانشجویی بود که این گونه دانشگاه را ترک کرد.  در آمریکا خلق و خوی رقابت محور و مبنای بسیاری از سخنرانی ها و خطابه هاست  و حتی کلیسا و محافل مذهبی از رقابت و افزون طلبی مصون و در امان نیستند. به همین دلیل انسانی که می توانست سرشار از شادکامی ، شادمانی و نو اندیشی باشد با انتحار در خوابگاه به زندگیش پایان داد. اینک جامعه ی آمریکا با وضعیتی روبرو است که برای سبقت گرفتن یک شرکت، صدها و حتی هزاران نفر باید به رقابت تن در دهند و در سودای کسب امتیاز بیشتر قربانی شوند. رقابت چنان ذهن مسولان را مشغول نگه داشته که گویی واژه ای به مفهوم همکاری و مشارکت وجود ندارد. افراد پیرو سبقت و رقابت از این نکته غافلند که فشار زیاد از حد ، پس از چند صباحی آنان را از پای در آورده و هر سیستمی را به اضمحلال و نابودی سوق می دهد. اگر فردی سبقتجو هستید دیر یا زود خلق و خوی سبقت را در ذهن همسر و فرزندانتان نیز تقویت کرده و آنان را به شرکت در این بازی زمینگیر کننده بر می انگیزید. والدین و یا مدارسی که از دانش آموزان خود نمره بیست انتظار دارند ، ندانسته آنان را به رقابتی ناهنجار می کشانند. 

     برطبق آمار و برآوردهای دقیق خودکشی بین سنین هشت تا دوازده سال نسبت به سالهای گذشته چند درصد افزایش یافته است. شاید بپرسید افزایش خودکشی در نوجوانان را چگونه می توان توجیه کرد؟ در پاسخ باید گفت : افراد از بدو تولد تا حضور در فضای آموزشی و ورود به بازار کار با فرهنگ رقابت جویی تربیت و کنترل می شوند. اهمیت، ارزشمندی و منزلت اجتماعی آنان معطوف به سبقت است. از این رو با جدیت هر چه تمامتر می کوشند با کسب امتیازات بیشتر در فلان تیم و یا با کسب نمره بهتر در کلاس عطش والدین و مربیان خود را فرو نشانند و سربلند بیرون ایند حال آن که خود هیچ نیازی به این برتری نداشته باشند. زندگی انسان در جوهر ارزشمند است و می توان بدون تقلید از دیگران با رفاه و آرامش روحی وغنا و برکت درآمیزد. در واقع افراد موثر و سودمند هرگز دقت خود را معطوف به عملکرد دیگران نمی کنند و در صدد نیستند در کارها از ایشان سبقت بگیرند. آنان از ندای درون خود پیروی می کنند و بر حسب رهنمودهای باطن اهدافشان را پی می گیرند. این کسان نیک می دانند که رقابت و سبقتجویی صرفا موجب اغتشاش فکری شده و اجازه نمی دهد که فرد بر اعصاب و احساسات خود مسلط شود. این نکته را از یاد نبرید که برای رقابت ناگزیرید فردی را مقیاس قرار دهید و مادام که ارزشمندی شما مولد وضعیت و منزلت دیگری باشد، عنان اختیار از دست می دهید و به جای اینکه به قدرت بی مثال و بی همتای درون متکی باشید و توفیق و شادکامی خود را از آن طلب کنید، چشم به عملکرد رقبا می دوزید و واکنش های عاطفی و هیجانی خود را بر اساس رفتار آنان بنا می کنید. 

    افراط در رقابت ، صحنه زندگی را به میدان تاخت و تاز تبدیل کرده و به قیمت از دست دادن سلامت جسمانی و روانی و موقعیت اجتماعی شما تمام می شود.

0
نظرات
    ارسال نظر
    برگشت به بالا