Loading...

قربانی شدن

|
قربانی شدن
چه کسانی به طور مداوم قربانی می شوند.:

     همه ما در معرض قربانی شدن هستیم . مرد یا زن، پیر یا جوان ، غنی یا فقیر ممکن است در برخوردهای متفاوتی که در طول روز دارند مورد اعمال نفوذ قرار گیرند . چرا که در همه جا و در هر زمان افرادی در کمین هستند تا از نا آگاهی و حجب و حیای دیگران سوئ استفاده کرده و از آن در جهت امیال و هدفهای شوم و ناموجه خود سود جویند . افراد متزلزل و سست عنصر تصور می کنند که مقابله با افراد سلطه جو تلاش فراوانی می طلبد و به زحمتش نمی ارزد . به عکس افراد مقاوم ، قاطع و سازش ناپذیر  همیشه و در هر کجا به سلاح قربانی کننده مجهزند و با تحمل هرگونه سختی و مرارت خود را از زیر تیغ حریف بیرون می کشند و گریز گاهی می جویند. جان گاردنر یکبار گفت: پیروزی هیچ گاه آسان و سهل الوصول نیست. 

اکنون اجازه دهید بازیچه شدن را در ابعادی وسیع تر بنگرم و ببینم که چگونه ممکن است توده مردم مورد اعمال نفوذ قرار بگیرند و حقوق خود را از دست بدهند. اگر به صفحه های تاریخ نظری بیفکنیم به روشنی شاهد این نکته خواهیم بود که رهبران بزرگ و قدرتمند برای جلو گیری از قربانی شدن مردم توسط حکام مستبد و ظالم تا چه اندازه کوشش به خرج دادند. برای مثال آبراهام لینکلن در سایه ی مبارزات حق طلبانه به طرفداران بردگی آموخت که تحمل این عمل غیر انسانی ممکن و میسر نیست. 

     مارتین لوترکینگ نیز می دانست که سیاهپوستان آمریکا قربانی مطامع ناموجه سفید پوستان هستند و تنها در پرتوی مقاومت و استواری می توان این رابطه ی ناهنجار را از هم گسست. لینکلن و لوترکینگ هر دو بر این باور بودند مادام که تعداد قابل توجهی از مردم قیام نکنند و در برابر اعمال ناروای سلطه طلبان لب به اعتراض نگشایند، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. این دو نخست مردم را برای حق طلبی آگاهی دادند و سپس آنان را به شورش در برابر سلطه جویان بر انگیختند. 

     چرچیل سیاستمدار بر جسته انگلستان نیز تردیدی نداشت که با سلطه جویی آلمان نازی نمی توان کنار آمد. اگر مردم جهان در برابر ایدئولوژی جنون آسای نازیسم سر تسلیم فرود می آورند و درباره جاه طلبی و فزون خواهی آنان مردانه نمی ایستادند، اینک سراسر جهان تحت سیطره این گروه جنایت پیشه بود. 

     جفرسون و فرانکلین هم می دانستند که آمریکایی ها خود به انگلیسی ها اجازه دادند که با آنان مانند شهروندان دست دوم رفتار کنند. در نتیجه برای تغییر اوضاع و شرایط ضرورت دارد که به صحبت کردن بسنده  نکنند و برای دستیابی به استقلال خویش بپاخیزند. امروز بانوان آمریکایی نیز در یافته اند که برای متحقق ساختن حقوق حقه خود، به جای سخن گفتن و یا عجز و لابه باید دست به عمل زد. آنان به این نکته واقف شده اند که در واقع خودشان با طرز برخورد به مردان آموخته اند که می توانند بازیچه و قربانی شوند. سرخ پوستان آمریکایی هم سر انجام آموختند که برای غلبه بر سفید پوستان سلطه جو از ورد و دعا ی جادوگران کاری ساخته نیست و تنها از طریق مبارزه حق طلبانه می توان از زیر یوغ آنها رهایی یافت. 

     در طول تاریخ معاصر آمریکا ، گروههای فراوانی همواره مورد اعمال نفوذ قرار گرفته اند . برای مثال افراد بالاتر از شصت و پنج سال بدون توجه به توانایی های جسمانی و روحی که ممکن است داشته باشند، مقام و موقعیت خود را به جوانان سپرده اند . این گروه در بهترین وضعیت ممکن به عنوان شهروند دست دوم به حساب می آیند چرا که با طرز برخوردشان به جوانان اآموخته اند که می توانند این تضییع حقوق را تحمل کنند.

    اقلیت های مذهبی نیز در آمریکا همواره هدف افراد و گروههای سوئ استفاده کننده قرار گرفته اند. به بیانی دیگر یهودیان، کاتولیک ها و غالب پروتستانها و بعضی از افراد مذاهب دیگر اغلب توسط گروههای فشار و سلطه جو قربانی شده اند. در عین حال گروهها و جماعت هایی که برای دفاع از مذهب، آرمان و ارزش های والای خود به مقابل برخواسته و سر خم نکرده اند همواره مورد احترام بوده اند. سیاهپوستان و بومیان امریکایی ، آمریکاییان آسیایی تبار و پورتوریکویی ها همواره برای مقابله با اهداف قربانی کننده استعمار کوشش به خرج داده اند . رهبران این گروه ها بدون این که پروا و هراسی به دل راه دهند از انجام هیچ کار خطیری دریغ نکرده اند. طبیعی است برای این که بساط هرگونه تبعیض از بیخ و بن برکنده شود نباید به حرف و کلام صرف بسنده کرد بلکه باید بپا خاست و با مقاومت و رشادت دشمن قدار را خلع سلاح نمود. 

     تشکیلات دانشجویی هم همواره یار و مددکار دانشجویان در دفاع از حقوق و امتیازات آنان بوده است. دانشجویان طی سالها حضور در این کانون ها به این نکته واقف شده اند که با گفتگو راه به جایی نمی برند و تنها از طریق واکنش مناسب و معقولانه می توانند مسئولان را برای حل مشکلاتشان بر انگیزند. توماس جفرسون در نوشته ای موسوم به اعلامیه استقلال برای دفاع از حقوق جماعتی تحت ستم چنین نوشت: بپاخیزید موانع را از میان بردارید و دولت تازه ای بنیان نهید. چنانچه گفتیم تاریخ بشر از سلطه جویی و سلطه پذیری سرشار است و در تمام این مواردتنها یک اصل صادق است :این ما هستیم که به دیگران می آموزیم چگونه با ما رفتار کنند . افرادی که در صددند در جهت مزایا و منافع خود حقوق شما را پایمال کنند از یک دیکتاتور و یا دولت استعمارگر کمتر نیستند . برای حفظ و حراست ارزشمندی نفس و یکپارچگی شخصیت خویش ضرورت دارد که قاطعانه از حقوق و امتیازات خود دفاع کنید. 

     

0
نظرات
    ارسال نظر
    برگشت به بالا