دوره ساسانیان و تاریخچه حضور در ایران

دوره ساسانیان و تاریخچه حضور در ایران

دوره ساسانیان و تاریخچه حضور در ایران

با مطالعه تاریخ ساسانیان در می یابیم که ظهور این قدرت جدید در ایران باستان، واکنشی به سیستم حکومتی غیرمتمرکز پیشین بود که پارت ها بنا نهاده بودند. تاریخ ساسانیان با اردشیر پاپکان، فرمانروای پارس، در مرکز ایران، آغاز شد. وی بر این باور بود که قطعاً با متمرکز کردن باید مردم را متحد کرد.

آغاز تاریخ ساسانیان

برخلاف هخامنشیان که سیاست تسامح را اجرا کردند تا دیدگاه خود برای یک ایران متمرکز را تحقق ببخشند، اردشیر تفکر یک مذهب دولتی (دین زرتشتی) را در ذهن داشت و می خواست آن را با سیاست در یک فرد، یعنی شاه، تلفیق کند. نتیجه این امر، بنا نهادن یک امپراتوری ظالمانه دینی بود که با شرایط جهانی آن زمان مطابقت نداشت. این سلسله برای بزرگداشت ساسان، جد اردشیر، ساسانیان، نام گرفت. ساسان موبدی در شهر استخر، شهری مشهور در مرکز ایران، نزدیک به تخت جمشید بود.

اردشیر بعد از آن که آخرین پادشاه پارت، اردوان پنجم (ارتابانوس)، را شکست داد، باید با حاکمان متعددی می جنگید. همین امر او را مدتی طولانی درگیر جنگ کرد. او نتوانست همه قلمروهای پارت ها را تسخیر کند اما برای تغییر شکل نظام حکومتی پارت ها به یک نظام جدید که با نام ساسانیان شناخته می شد، برنامه ریزی کرد.

مختصری از تاریخ سلسله ساسانیان

ساسانیان از سرزمین پارس برخاستند و با پیروزی بر حکومت ملوک‌الطوایفی اشکانی، یک سلسله ملی و متکی بر دو پایه وحدت و تمرکز دین و دولت را ایجاد کردند. ساسانیان خود را وارث دودمان هخامنشی می‌دانستند و در اوج فرمانروایی خود، با ثبات و اقتدار در سه جبهه خارجی شرق با کوشانیان، غرب با روم و شمال با ارمنستان، برتری امپراتوری را نشان دادند. ساسانیان در درون قلمرو خود با تلاش علیه استقرار مجدد ملوک‌الطوایفی و بحران‌های سیاسی داخلی، یکپارچگی ایران را دوام بخشیدند.

چگونگی تشکیل سلسله ساسانی با افسانه در هم تنیده شده است. طبق روایات، ساسان جد اردشیر، مقام بالایی در معبد اناهید استخر داشت. او با دختر یکی از امرای محلی ازدواج کرد و بر قدرت خود افزود و با انجام یک کودتا، زمام امور را به دست گرفت. بعد از او بابک به‌جای ساسان نشست و بر قدرت خود در پارس افزود. بابک دو پسر به نام‌های شاپور و اردشیر داشت که شاپور در حادثه‌ای از بین رفت و نوبت جانشینی به اردشیر رسید. اردشیر به‌جای پدر حاکم پارس شد و در سه نبرد پی‌درپی، اردوان پنجم اشکانی را شکست داد و به‌جای او نشست. اتحادیه‌ای که به‌وسیله خسرو اول، شاه ارمنستان با یاری سکاها، کوشانیان و کمک رومی‌ها برپا شد، از نابودی حکومت اشکانی جلوگیری نکرد و فرمانروایی ایران دوباره به دست قوم پارس افتاد و ساسانیان خود را جانشین بلامنازع هخامنشیان معرفی کردند.

اردشیر با تاسیس سلسله ساسانی، خود را جانشین بلامنازع هخامنشیان دانست

اردشیر با تثبیت قدرت، شهرهای نصیبین و حران را از دست نیروهای روم درآورد. او ارتشی منظم تشکیل داد و به‌وسیله آن پایه‌های امپراتوری خود را تثبیت و اهداف خود را یکی پس از دیگری دنبال کرد و سپس با انتخاب پسرش شاپور به جانشینی، از سیاست کناره گرفت.

علل های سقوط ساسانیان

سقوط امپراتوری ۴۰۰ ساله ساسانیان تویط قدرت دینی جدید بسیار تعجب برانگیز و فراتر از انتظار بود. تاریخ ساسانیان با سقوط امپراتوری آنها به وقوع پیوست. یک قرن پیش از آن که این اتفاق بیفتد، مقدمات آن مهیا شده بود. علت های مختلفی برای به پایان رسیدن تاریخ ساسانیان وجود داشت و کارشناسان نظرات متفاوتی در این رابطه دارند.

برخی از این علت ها عبارتند از:

1-امپراتوری ایران مدام در حال جنگ با امپراتوری بیزانس بود،
2-منابع مادّی و انسانی و همچنین امید به دلیل این جنگ های مداوم از بین رفته بود، جنبش مزدک و سرکوب آن جامعه ایرانی را نسبت به بزرگان و موبدان انتقام جو بدبین کرده بود،
3-محصولات کشاورزی و داد و ستدهای تجاری به دلیل نبود امنیت کاهش پیدا کرده بود،
4-گسترش سکونتگاه های شهری به مرور زندگی را برای طبقه متوسط اجتماعی یعنی دهقانان سخت کرده بود،
روستاییان و صنعت گران باید به جای قرار داشتن در خط تولید در خدمت ارتش می بودند،
5-تبعیض طبقانی مانع از رشد استعدادها در نوآوری ها می شد،
6-مالیات های سنگین فقرا را فلج کرده بود در حالی که طبقه ثروتمند جامعه از پرداخت آن معاف بودند،
7-قدرت شاه به دلیل دخالت های نظامیان در مسائل مدنی کاهش پیدا کرده بود،
8-فساد و ریاکاری موبدان آتشکده، که نقش اساسی در اهرم قدرت داشتند، برای همه فاش شده بود،
9-مردم دیگر به روحانیون زرتشتی اعتماد نداشتند،
 و....

https://asrinkala.com

..
ارسال نظر
به انگلیسی وارد شود