بدویگری و هنر واقعی

بدویگری و هنر واقعی

بدوی گرایی یک ایده آرمان شهر است که برای عکس آن متمایز است غایت شناسی. غایت اتوپیایی که بدوی گراها به سوی آن آرزو می کنند ، معمولاً در یک حالت طبیعی تصوری است که اجداد آنها در آن وجود داشته اند (ابتدایی گرایی زمانی)  یا در شرایط طبیعی فرض شده مردمی که فراتر از تمدن (بدوی گرایی فرهنگی) زندگی می کنند.

آرزوی متمدن برای بازگرداندن به حالت طبیعی به اندازه خود تمدن دیرپا است. در دوران باستان برتری زندگی بدوی اصولا در به اصطلاح افسانه عصر طلایی، به تصویر کشیده شده در ژانر شعر و هنر تجسمی اروپا معروف به معنوی. آرمان گرایی بدوی با شروع صنعتی شدن و رویارویی اروپاییان با مردم تاکنون ناشناخته پس از استعمار در قاره آمریکا ، اقیانوس آرام و سایر قسمت های سیستم مدرن شاهنشاهی ، انگیزه جدیدی پیدا کرد.

در طول روشنگری، ایده آل سازی مردم بومی عمدتا به عنوان ابزاری بلاغی برای انتقاد از جنبه های جامعه اروپا مورد استفاده قرار گرفت. با این وجود ، در حوزه زیبایی شناسی ، فیلسوف ، مورخ و حقوقدان عجیب ایتالیایی جیامباتیستا ویکو (1644-1744) اولین کسی استدلال کرد که مردم بدوی نسبت به انسان متمدن یا انسان مدرن به منابع شعر و الهام هنری نزدیکترند.

ویکو در متن بحث معاصر مشهور ، معروف به عنوان بزرگ ، می نوشت نزاع قدیمی ها و مدرن ها. این شامل بحث در مورد شایستگی های شعر هومر و کتاب مقدس در برابر ادبیات بومی مدرن است.

در قرن هجدهم ، دانشمند آلمانی فردریش آگوست گرگ شخصیت متمایز ادبیات شفاهی را شناسایی کرد و هومر و کتاب مقدس را به عنوان نمونه هایی از سنت قومی یا شفاهی قرار داد (Prolegomena به هومر، 1795). ایده های ویکو و ولف در اوایل قرن 19 توسط بیشتر توسعه یافت هردر. با این وجود ، اگرچه در ادبیات تاثیرگذار بود ، اما چنین استدلال هایی برای تعداد نسبتا کمی از افراد تحصیل کرده شناخته شده بود و تاثیر آنها در حوزه هنرهای تجسمی محدود بود یا وجود نداشت.

قرن نوزدهم برای اولین بار ظهور تاریخ گرایی، یا توانایی قضاوت در مورد دوره های مختلف با توجه به زمینه و معیارهای خاص خود. نتیجه این امر ، مدارس هنری تجسمی جدیدی بوجود آمد که آرزو داشتند تاکنون درجه وفاداری تاریخی بی نظیری در صحنه و لباس داشته باشند. نئوکلاسیسیسم در هنر تجسمی و معماری یک نتیجه بود. جنبش دیگری از این قبیل تاریخ گرایان در هنر جنبش بود جنبش ناصری در آلمان ، که از مکتب به اصطلاح ایتالیایی بدوی نقاشی های عبادی (به عنوان مثال ، قبل از عصر رافائل و کشف نقاشی رنگ روغن) الهام گرفته شده است.

منابع:

باتومور، تام. (۱۳۸۰)، مکتب فرانکفورت، ترجمه‌ی حسینعلی نوذری، تهران، نشر نی.

نوذری، حسینعلی. (۱۳۸۰). مدرنیته و مدرنیسم، سیاست، فرهنگ و نظریه‌ی اجتماعی(ترجمه و تدوین)، چ دوم. تهران،

(۱۳۸۶) نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت در علوم اجتماعی و انسانی، چ دوم، تهران، نشر آگه.

هابرماس، یورگن. (۱۳۸۰)، «مدرنیته، پروژه‌ای ناتمام(مدرنیته در برابر پست مدرنیته)»، مندرج در نوذری، (۱۳۸۰)، مدرنیته و مدرنیسم:سیاست. . . ، چ دوم، تهران،

..
ارسال نظر